السيد حامد النقوي
197
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
و نزول اين آيهء كريمه در حق كسانى كه حكم فرموده بود جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله ايشان را بجهاد غزوهء تبوك ، و ايشان گفتند كه ما طلب اذن مىكنيم از آباء و امهات خود ، نيز دليل واضح است بر آنكه مراد از اين آيه اثبات اولويت آن حضرت در تصرف و لزوم اتباع و انقياد است . فللَّه الحمد و المنة كه از بيان متانت عنوان علامهء بيضاوى هم ، كمال صحت مراد اهل حقّ و سداد واضح شد ، و نهايت شناعت و فظاعت خرافت و جسارت مخاطب با جلالت بظهور رسيد كه چنين تفسير صحيح را باطل و بىربط دانسته و گفته كه اصلا مناسبت ندارد . و محتجب نماند كه شاه و لى اللَّه والد ماجد مخاطب ، كه حسب افادهاش در صدر همين باب امامت آيتى از آيات الهى و معجزهاى از معجزات جناب رسالت پناهى صلّى اللَّه عليه و آله بوده ، نص كرده بر آنكه واحدى ، و بغوى و بيضاوى ، كه بافادات اين حضرات ثلاثه در اين مقام ، تخجيل مخاطب قمقام به أقصى الغايه رسانيدهام ، كبار مفسرينند كه تفسير قرآن عظيم و شرح غريب و بيان توجيه و ذكر اسباب نزول نموده ، و در اين باب گوى مسابقت از اقران ربودهاند ، و مقتداى مسلمينند ، و سلسلهء اهتداى ايشان باوشان مىرسد ، و طوائف مسلمين بذكر خير ايشان رطب اللسانند ، و در دفاتر تاريخ احوال ايشان ثبت مىنمايند ، چنانچه در كتاب « ازالة الخفا » مىگويد : [ اندكى خاطر را باستقراء اشخاصى كه مقتداى مسلمينند ، و سلسلهء اهتداى ايشان به آن اشخاص مىرسد ، و طوائف مسلمين بذكر خير ايشان رطب اللسانند ، و در دفاتر تاريخ احوال ايشان ثبت مىنمايند ، مشغول بايد ساخت تا ظاهر شود كه ايشان از چند جنس بيرون نيستند : بادشاهان عادل كه